الشيخ أبو الفتوح الرازي

41

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

چه ما گوييم ( 1 ) ، خداى آسمان ( 2 ) محمّد را خبر مىدهد . خداى تعالى جبرئيل ( 3 ) فرستاد و رسول را از ( 4 ) همه خبر داد . رسول - عليه السلام - همه را بخواند و خبر داد ، هر يكى را از آنچه گفته بودند . خداى تعالى [ اين ] ( 5 ) آيت فرستاد و ايشان را زجر كرد از آن كه به نسب فخر كنند و به بسيارى مال ( 6 ) درويشان را حقير دارند . يزيد بن سمره ( 7 ) گفت : رسول - عليه السلام - در بازار مدينه مىگذشت ، غلامى سياه را در بازار مىفروختند و او ( 8 ) مىگفت : مرا شرطى است با آن كه ( 9 ) مرا بخرد كه مرا به اوقات نماز باز ندارد كه پنج نماز به جماعت در پى ( 10 ) رسول مىگزارم ( 11 ) . مردى او را به اين شرط بخريد و او پنج نماز در قفاى رسول - عليه السلام - مىكرد . رسول - عليه السلام - هر وقت آن غلام را مىديد . ( 12 ) روزى چند بر آمد كه او را نديد . خواجهء غلام را گفت : غلام كجاست ؟ گفت : يا رسول اللَّه تب دارد . ( 13 ) او را گفت : [ 17 - پ ] بيا تا برويم و او را بپرسيم . آنگه برفت و او را بپرسيد . و روز [ ى ] ( 14 ) چند بر آمد صاحب غلام را بپرسيد كه غلام چون است ؟ گفت : يا رسول اللَّه او در حالت ( 15 ) خود است . رسول - عليه السلام - برخاست ( 16 ) و به بالين او رفت و او در نزع بود . ساعتى بود ( 17 ) غلام جان بداد و با پيش خداى رفت . رسول - عليه السلام - تولَّاى غسل و تكفين

--> ( 1 ) . آد ، كا ، گا : مىگوييم . ( 2 ) . كا زمين . ( 5 - 3 ) . آج را . ( 4 ) . آد ، گا اينها . ( 6 ) . آج ، آد ، كا ، گا و . ( 7 ) . اساس ، آج ، كا : سحره ، با توجّه به آد تصحيح شد . ( 8 ) . كا : و آن غلام . ( 9 ) . آج ، هر آن كه ، آد ، گا : بر آن كس كه ، كا : بر آن كه او . ( 10 ) . آد ، گا : در قفاى . ( 11 ) . آج : مىگذارم . ( 12 ) . آد ، گا : مىديدى . ( 13 ) . آج ، آد ، كا ، گا رسول . ( 14 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 15 ) . آد ، كا ، گا : حال . ( 16 ) . اساس ، آج : برخواست / برخاست . ( 17 ) . آج ، آد : بعد از ساعتى .